الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
65
الغدير ( فارسى )
ميميهاى كه آغازش چنين است : - اشك رخسار ، از آتش درون حكايت دارد ، نه سخن و ادعا ؛ اشك گواه صادق است و سخن مورد ترديد . 10 - ابو هاشم ، محمد بن داود بن احمد بن داود بن ابى تراب ، على بن عيسى بن محمد بطحائى بن قاسم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام ، معروف به علوى طبرى . او اشعار فراوانى در ثناى صاحب سروده و صاحب هم اشعارى در ستايش او گفته است . 11 - ابو بكر ، محمد بن عباس خوارزمى . وى قصايدى در ستايش صاحب دارد كه در يكى از آنها مىگويد : - آن كه با كردارش مكتب توحيد و عدل را يارى كرد و خصال ستودهاش در خوابرفتگان وادى غفلت را براى كسب عظمت هشيار ساخت . - آن كه واداشت تا مردم نيك ، در طلب نيكوكارى برآيند ، ديرزىاى مرغزارى كه مردم آن كوچ كردند . 12 - ابو سعد ، نصر بن يعقوب . او را در ثناى صاحب ، قصيدهاى است بدين مطلع : - روا نمىدارد كه من در فكر شبهاى عزيز خود باشم و من از عاقبت آن بيمناكم كه شبهاى خود را وقف وجود او سازم . 13 - سيد ابو الحسين ، على بن حسين بن على بن حسين بن قاسم بن محمد بن قاسم بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام . وى داماد صاحب است و قصيدهاى خالى از حرف « واو » در شصت بيت سروده و صاحب را بدان ستوده است . ثعالبى در يتيمة الدهر بيست بيت از آن را آورده و مؤلف الدرجات الرفيعة چهارده بيت را كه سرآغازش اين است : - درخششى كه مرا به ياد معشوقهها افكند و اينك اشك بر رخسارم روان است . 14 - ابو عبد اللّه ، حسين بن احمد ، مشهور به ابن حجاج بغدادى ( م 391 ) . او يكى از شعراى غدير است كه قصيدهاش همراه شرح حالش خواهد آمد . او را در مدح صاحب دو قصيدهء فائيّه است و يك چكامهء نونيّه بدين مطلع : - اى نكوهشگر ، من خودم به سوى نابودى روانم .